شما هزاران فرصت برای زندگی دارید

رهایی از تکرار برای زندگی

تا به حال دقت کرده‌‌اید که چطور اغلب ما حس می‌کنیم در روزمرگی گرفتار شده‌ایم؟

این گرفتاری شاید نشانه‌های چندان آشکار یا آزاردهنده‌ای مانند درد و اندوه نداشته باشد؛ اما تعداد زیادی از ما خود را بخشی از یک دستگاه بزر‌گ‌تر حس می‌کنیم ، دستگاهی که در مقابل آن خود را ضعیف و ناتوان می‌بینیم. ما شبیه به چرخ‌دنده‌هایی هستیم که در جای خود محکم قرار گرفته‌اند و با انجام کارها و امورات روزانه، بی‌وقفه و مدام، از روزی به روز دیگر در حال چرخش هستیم.

فرقی نمی‌کند که واقعیت، گیر افتادن در شغل و رابطه‌ای بیهوده باشد که توان رهایی از آن را نداریم یا بسیار ساده، تنها احساس بی‌انگیزگی برای انجام کارهایی باشد که به آن‌ها مشتاقیم؛ در هر صورت خستگی و دلزدگی به آسانی سراغ ما می‌آید و ما حس می‌کنیم که بخشی کوچک از چرخه‌ی بی‌انتهای زندگی هستیم.

البته این موضوع برای همه صدق نمی‌کند

حدود دو سال پیش، زمانی که در یک شرکت تولیدی کار می‌کردم، صبح‌ها به محل کار می‌رفتم، پس از کار به خانه بازمی‌گشتم و می‌خوابیدم. و این چرخه‌ی کسل‌کننده روزها و روزها تکرار می‌شد، آن هم برای مدت یک سال و نیم. هرچند من جوان هستم؛ اما کسانی را می‌شناسم که برای دهه‌ها در چنین چرخه‌ای گرفتار هستند.

در آن روزها، من احساس شادی نمی‌کردم و وضعیتی فلاکت‌بار داشتم. همچنین به‌خوبی می‌دانستم تنها نیستم و افراد دیگری هستند که حس و دیدگاهی مشابه با من دارند. پس از بررسی‌های سنجیده و دقیق اما نه چندان زیاد، در نهایت تصمیم گرفتم تا به نویسنده‌ای فریلنس تبدیل شوم. هرچند در این زمینه تجربه‌ یا تحصیلات مرتبطی نداشتم؛ اما نوشتن یکی از کارهایی بود که همیشه اشتیاق زیادی را برای آن حس می‌‌کردم و بر این باور بودم که می‌توانم از پس آن بربیایم.

یک سال و نیم از این تصمیم گذشته است و حالا من به‌عنوان نویسنده فریلنس از طرفی تعداد پایدار و مشخصی از قراردادهای کاری را دارم و از طرف دیگر زمانی کافی برای نوشتن مقالات خودم، کاری که از آن انجام لذت می‌برم. زندگی برای من جالب شده است و با وجود ساعت‌های زیاد کار و بیدار شدن‌ها در صبح‌ زود، سرانجام احساس شادی و رضایت می‌کنم.

با وجود آن که ترس‌‌ها، مشکلات مالی، روابط یا باور ما به توانایی خودمان می‌توانند موانعی در راه زندگی که خواستار آن هستیم، باشند؛ اما به خاطر داشته باشید که برای تحقق چیزی که آن را می‌خواهید، نباید بی‌ملاحظه و ناگهانی خود را به درون آن پرتاب کنید.

هرچند فرآیند تغییر و تحول من از کارمند یک کارخانه به یک نویسنده فریلنس ۱۴ روز طول کشید؛ اما بالا بردن کیفیت توانایی‌ها و مهارت‌ها و افزایش تعداد مشتری‌ها و قرارداد‌ها، یک سال زمان برد. و همین موضوع مرا به باوری جالب رساند:

هر روز فرصتی تکرار‌نشدنی و بی‌همتاست

هر روز خورشید طلوع می‌کند، تو بیداری می‌شوی و فرصت انجام کاری فوق‌العاده را داری. هر روز، تو فرصت داری تا زندگی را، آنطور که می‌خواهی تجربه کنی.

البته همچنان ما باید هر روز به محل کار برویم، پول به دست بیاوریم، غذا بخریم و تمام امور ضروری دیگر زندگی را به انجام برسانیم؛ اما این موضوع به این معنی نیست که تمام زندگی تنها این دوندگی‌‌ها است.

در انگلستان میانگین طول عمر ۸۱ سال برآورد شده است و در کشوری مانند آمریکا ۷۳ سال. و ۸۱ سال زمانی معادل ۲۹۵۶۵ روز می‌شود! یعنی نزدیک به ۳۰ هزار روز در عمر، یا به‌ عبارت بهتر ۳۰ هزار فرصت در زندگی!

با چنین نگاهی به روزهای عمر که هر روز جدید را نه تنها یک مقطع زمانی، بلکه فرصتی بی‌تکرار دیدم برای ساختن، خلق کردن، پیش رفتن و عمیق‌تر کردن رابطه‌، متوجه شدم زندگی می‌تواند زیبا باشد. هر نیمه‌شب پیامی از طلوعی جدید می‌‌آورد با خنده‌ها، اشک‌ها، خشم‌ها، لبخندها و اشتیاق و تلاش.

زندگی ماجراجویی زیبا و شگفت‌انگیزی است

اگر تجارت جدیدی را شروع را کرده‌اید، از هر فرصتی که به شما داده شده است، برای پیش‌ بردن خود، برای تلاش به سوی موفقیت و برای داشتن اشتیاق به کاری که به آن مشغول هستید یا امپراتوری که در حال ساختن‌اش، بهره ببرید.

اگر در حال گذران زندگی با کسانی هستید که دوستشان دارید، هزاران هزار فرصت پیش روی شما است، فرصت‌هایی برای تحکیم روابط، برای خنداندن آن‌ها، برای در آغوش گرفتن و بوسیدن‌ و برای ساختن خاطراتی فراموش‌نشدنی که تا پایان عمر باقی خواهند ماند.

اگر به دنبال هدف و مسیر خود در جهان هستید، زندگی به شما هزاران طلوع را داده است تا از خواب بیدار شوید و چیزی جدید و هیجان‌انگیز، چیزی که آن را صادقانه می‌خواهید و دوست دارید، پیدا کنید؛ فرقی نمی‌کند آن چیز سرگرمی جدید باشد، کاوش در کشوری دیگر یا حتی بیرون رفتن از منطقه‌ی امن زندگی‌تان.

هر روز را به‌عنوان بخشی مهم و تاثیرگذار در زندگی روحی و جسمی خود ببینید. بسیاری از ما چنان درگیر جزئیات کم‌اهمیت و کوچک زندگی می‌شویم که از دیدن تصویر کلی آن عاجز می‌مانیم.

به نظر می‌رسد که ما بیشتر تمایل داریم تا روی جنبه‌های منفی زندگی تمرکز کنیم. این جنبه‌ها می‌توانند تصمیم‌هایی باشند که در گذشته گرفته‌ایم، احساس‌هایی که از رفتار دیگران با ما به‌جا مانده‌اند یا از رفتار ما با دیگران و ترس‌هایی از آینده نامعلوم. اما هر روز صبح که بیدار می‌شوید، فرصت آن را دارید خودتان باشید، کسی که خودتان از «من» انتظار دارید نه آن کسی که دیگران می‌خواهند باشید.

همه‌ی ما با استرس‌ها، تنش‌ها و نگرانی‌های زندگی مدرن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم؛ اما برای من، این نگرانی‌ها ارزش سرمایه‌‌گذاری زمانی و روحی را ندارند. من از زندگی در گذشته پرهیز می‌کنم و همچنین از نگرانی درباره اقساط و وام‌هایی که دارم. چراکه امروز فرصتی جدید است که می‌توانم از آن به بهترین شکل بهره‌برداری کنم.

اگر با یکی از اعضای خانواده، دوستان یا همسرم عدم توافق یا مشاجره‌ای داریم، تمام تلاش خود را می‌کنم تا به خشم، تنفر یا تحقیر منتهی نشود؛ چراکه فردا روزی جدید در رابطه من با آن فرد در مقطعی جدید است، روزی جدید برای درک او و دوست داشتن یک‌دیگر.

برنامه‌ریزی برای آینده

این حقیقت را نباید نادیده گرفت که هر هدفی در ۲۴ ساعت یک‌روز به دست نمی‌آید. اگر در حال ساختن امپراتوری تجاری خود، شناخت فردی جدید یا یافتن هدفی نو و افزایش مهارت هستید، این فرآیند روزها، هفته‌ها و ماه‌ها زمان خواهد برد تا به کمالی که در نظر دارید، برسید.

تونی رابینز در این باره می‌گوید:

«اغلب مردم درباره کارهایی که می‌توان در یک سال به انجام رساند، تخمین بالاتری می‌زنند و درباره کارهایی که دهه‌ها می‌توان صورت داد، تخمینی پایین‌تر».

برای تحقق دادن هر هدف و برنامه‌‌ای که دارید، هزاران فرصت پیش روی شما است. اگر می‌خواهید کاری فوق‌العاده را به انجام برسانید، کاری که با آن احساس رضایت و شادی می‌کنید، اگر به دنبال هدف یا رویایی هستید، با وقف یک سال از زندگی خود، ۳۶۵ فرصت برای رشد و پیشرفت خواهید داشت. و اگر دو سال وقت بگذارید، این زمان به ۷۳۰ روز می‌رسد! تصور کنید که با وقف ۷۳۰ روز روی هدفی که آن را دوست دارید، تا چه اندازه از وضعیت امروز خود فراتر خواهید رفت و به رویای خود نزدیک‌تر خواهید شد.

اما باید در خاطر داشته باشید که تمام مسیر آسان و زیبا نیست. بسیاری از اتفاقاتی که رخ می‌دهند، از کنترل ما خارج هستند. برای برخی از ما نیز هزاران روزی در اختیار نیست و مرگ می‌تواند مسیر را ناگهان قطع کند. اما مرگ، چیز وحشتناکی نیست. در واقع این حقیقت ساده، هر روز را زیباتر می‌کند و انگیزه‌ای می‌شود تا از هر فرصت نهایت بهره را ببریم.

تغییر دیدگاه

زمان همچنان مانند قبل ثانیه به ثانیه می‌گذرد و همیشه نیز این گونه خواهد بود؛ اما با تغییر دیدگاه و در نظر گرفتن هر روز به‌عنوان فرصتی تازه، زندگی شما برای همیشه تغییر خواهد کرد.

امروز شاید احساس خستگی، درماندگی، تنبلی و بی‌انگیزگی داشته باشید یا حتی حس کنید که در مسیر زندگی خود گم شدید؛ اما نگران نباشید، فردا روز جدیدی فراخواهد رسید.

بیشتر بخوانید:  هشت روش سریع برای غلبه بر افسردگی و درماندگی


منبع: Medium

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نویسنده و مترجم

صنم وفقی

صنم وفقی

مترجم و دوستدار ادبیات

نظر خودتون رو بنویسید