چرا همیشه شریک عشقی بدی انتخاب می‌کنیم؟ ۵ روش برای توقف فوری این چرخه اشتباه

شکست عشقی در رابطه

زنان اغلب می‌پرسند: «چرا من مدام با مردهای مزخرف آشنا میشم؟» و جواب این سوال برای ‌آن‌ها شوکه‌کننده است: «احتمالا چون خود شما موجب آن می‌شوید». پشت این جواب معنای عمیقی نهفته است: ما افرادی را به خود جذب می‌کنیم که می‌پنداریم لایق ما هستند. و اینکه لیاقت ما چیست، سوالی است که جواب آن را باید در تجربه‌ها یا رویدادهایی که در دوران کودکی شاهد آن بوده‌ایم، پیدا کرد. در ادامه چرخه ناسالم انتخاب‌های غلط را در روابط عشقی بررسی می‌کنیم.

۱. الگوهای خود را بشناسید

پیش از تغییر، شما باید نقشه صمیمیت خود را بشناسید، یعنی الگوهایی که از زمان کودکی در رابطه‌هایتان تکرار شده‌اند. این الگوها معمولا از تجربه‌های آغاز بچگی نشات گرفته‌اند و ریشه در چگونگی رابطه شما با یکی از والدین‌ دارد یا چگونگی رفتار پدر و مادر شما با یک‌دیگر. به‌عنوان مثال اگر در کودکی پدرتان را همیشه از نظر احساسی در کنار خود نداشته‌اید یا به‌عبارت بهتر، احساس دوست‌ داشته شدن، حمایت شدن و تحت مراقبت بودن را از طرف او دریافت نکرده باشید، ممکن است امروز نیز به‌طور غریزی به‌دنبال مردی بگردید که مشابه پدر شما، از نظر احساسی قابل ‌دسترس نباشد.

چرا؟ چون شما به‌طور نیمه‌خودآگاه در پی آن هستید تا چیزی را که در دوران کودکی دریافت نکرده‌اید، در دوران بزرگسالی داشته باشید. این گرایش عمیق به شریک‌های عشقی غیرقابل‌دسترس در چاکرای ریشه شما جای گرفته است، چاکرای اول که در پایین ستون فقرات قرار دارد و با غریزه، بقا، خانواده و امنیت در ارتباط است. این انتخاب ما به آن دلیل است که ما با درد آشنا احساس راحتی بیشتری می‌کنیم نسبت به دردی که آن را نمی‌شناسیم. به همین دلیل در تلاش برای دوباره زنده کردن گذشته و به ‌سامان کردن آن، مدام همان نوع از مردان و روابط را انتخاب می‌کنیم و البته هرگز موفق نمی‌شویم.

۲. دست از دوباره زنده کردن گذشته بکشید

کودک درون ما با انتخاب همان سبک از شریک‌های عشقی، گذشته را دوباره و دوباره زنده می‌کند و هر بار دچار ناامیدی می‌شود تا آن‌جا که شکاف رخ می‌دهد. او در نهایت تغییر می‌کند و اوضاع با عوض شدن، بهتر می‌شود. برای شکستن این الگو، شما باید با سختی تغییر و ترس از ناشناخته‌ها مواجه شوید. تنها راه برای بهبود، دست کشیدن از امید تغییر در فرد مقابل و گفتن «نه» به آن است.

شناخت الگوی خود و گرفتن تصمیمی آگاهانه برای تسلیم نشدن به راهی که بارها طی کرده‌اید، حتی اگر در آن احساس راحتی، امنیت و آرامش می‌کنید، همان شکاف تغییردهنده است. دردهایی را که با آن مواجه می‌شوید، دردهای رشد می‌نامند و در نهایت به بالندگی ختم می‌شوند.

ما باید جسارت به خرج دهیم، قدم به ناشناخته‌های ترسناک بگذاریم و خودمان را از نظر روحی و احساسی به مسیرهایی بکشانیم که پیش از این، آن‌ها را نمی‌شناخته‌ایم. این کار در ابتدا بسیار سخت و دشوار خواهد بود؛ اما پاداش‌های آن ارزش این جسارت و مقاومت را خواهد داشت.

۳. بپذیرید

این واقعیت را که خودتان افراد اشتباه را به زندگی‌تان آورده‌اید، بپذیرید. دلیل ورود افراد مختلف به زندگی شما، فقط به ‌واسطه یک دلیل نیست؛ بلکه شما خود آن مرد یا زن را به زندگی‌تان جذب کرده‌اید. هیج فردی تعمدا یک خائن، یک سو‌استفاده‌گر یا فردی غیرقابل‌دسترس را به زندگی‌اش جذب نمی‌کند؛ اما ما در سطوح بسیار عمیق، به‌طور ناخودآگاه چیزهایی را جذب می‌کنیم که می‌پنداریم لایق ما هستند، چیزهایی که می‌شناسیم و چیزهایی که به آن‌ها عادت داریم.

بیشتر بخوانید:  چطور از مقایسه خود با دیگران دست برداریم؟

۴. باور داشته باشید که لایق هستید

 وقتی باور کنید که شایسته عشقی واقعی هستید، شریکی را جذب خواهید که حقیقتا لیاقت شما را دارد. شریک‌های خوب جذب زنانی می‌شوند که اعتماد به ‌نفس خوب و سلامت روحی دارند. شریک‌های بد نیز جذب زنانی می‌شوند که با روحیه‌ای درهم‌شکسته، گزینه‌ی مناسبی برای سواستفاده هستند.

زخم‌های خود را ترمیم کنید، اعتماد‌به‌نفس خود را بالا ببرید، خودتان را دوست داشته باشید و سپس خواهید دید که انرژی مثبت شما، فردی مثبت را جذب خواهد کرد. این همان چیزی است که آن را «قانون جذب» می‌نامیم؛ همانندها یک‌دیگر را جذب می‌کنند. تا زمانی که هسته اساسی باورهای خود را تغییر ندهید، لیاقت بهترین‌ها را نخواهید داشت و بارها و بارها با مردان اشتباه ملاقات خواهید کرد.

یکی از راه‌های رسیدن به بهترین انتخاب‌ها، صرف زمانی برای کار کردن روی خودتان پیش از آشنایی با مرد‌های دیگر است. اعتماد‌ به ‌نفس خود را با مانتراهای روزانه مانند «من زیبا هستم» یا «من ارزشمند هستم»، بسازید. یک تخته‌ی رویاها تهیه کنید و به‌ طور کاملا دقیقی آن رابطه‌ و زندگی را که می‌‌خواهید، روی آن مشخص کنید. همچنین با استفاده از تکنیک تنفس، توجه خود را از قسمت راست مغز (جایی که در قوانین گذشته گیر کرده است) به قسمت چپ آن (جایی که هر چیزی را ممکن می‌داند) حرکت دهید.

یکی از تکنیک‌های تنفس، تنفس «انگیختگی» نام دارد که در نوشته‌های مذهبی هندوها و بودایی‌ها از آن یاد شده است. این تنفس چاکرای سوم را فعال می‌کند، چاکرایی که حس اعتماد ‌به‌ نفس و قدرت می‌بخشد و به شما توانایی گفتن نه را به چیزهای ناسالم می‌دهد.

برای انجام تنفس انگیختگی، صاف بایستید، دست‌هایتان را روی ناف قرار دهید  و زبان خود را تا انتها بیرون بیاورید. مانند یک سگ نفس نفس بزنید، در حالی‌ که عضله‌های شکم شما با هر نفس به سمت درون و بیرون حرکت کند. با هر بازدم ناف خود را به سمت مهره‌های ستون فقرات عقب کشید تا شکم شما خالی از هوا شود. با هر دم نیز بگذارید ناف شما به سمت بیرون فشار داده شود و شکم‌تان مانند بالون باد کند.

تمرین را با بیشترین سرعتی که می‌توانید، انجام دهید. این کار ممکن است منجر به سرگیجه شود؛ اما سوخت‌وساز بدن را افزایش می‌دهد و آتش درونی شما را شعله‌ور می‌سازد. تنفس انگیختگی را برای چند ثانیه انجام دهید و سعی کنید به مرور زمان، میزان آن را به یک دقیقه برسانید. پس از آن خواهید دید که تا چه اندازه پرانرژی‌تر و آرام‌تر می‌شوید و متوجه اعتماد ‌به ‌نفسی که از هسته شما نشات می‌گیرد، خواهید شد.

۵. انعطاف‌پذیر باشید

همه ادعا می‌کنند که انعطاف‌پذیر هستند؛ اما آیا این حقیقت دارد؟ احتمالا شما نیز با خود می‌گویید: «بله، من آدمی انعطاف‌پذیر هستم»؛ اما اگر در رابطه‌ای گیر افتاده‌اید که نیازهایتان در آن برآورده نمی‌شود، چرا همچنان به آن ادامه می‌دهید؟ چون از رها کردن می‌ترسید و در مقابل تغییر انعطاف‌پذیر نیستید. برای انعطاف‌پذیری باید بتوانید از گذشته عبور کنید و در مقابل ناشناخته‌ها آغوشی باز داشته باشید.

تصور کنید که روح شما ملکه زندگی‌تان است و تخت پادشاهی آن، قلب شماست. بدین ترتیب روح شما باید تمام تصمیمات مرتبط با زندگی را بدون ترس و شجاعانه بگیرد. اما ذهن شما خادمی ترسوست که از دروازه‌های قلب نگهبانی می‌کند. اگر ما در گذشته بارها آسیب دیده باشیم، ذهن ما دروازه‌های قلب را قفل می‌کند. برای باز کردن دروازه‌ها و گشودن قلب، نیاز داریم تا بر ترس‌هایمان غلبه کنیم.

اگر می‌خواهید قفل‌های قلب‌تان را بگشایید، از مانترای روزانه همراه با تنفس استفاده کنید. با دمی عمیق، طولانی و آهسته، هوا را به درون خود بکشید و با خود بگویید: «با دم، من درهای قلبم را به روی عشق باز می‌کنم» و هنگام بازدم، با خود بگویید: «با بازدم، می‌گذارم ترس‌هایم مرا ترک کنند».

این تمرین را به مدت ۵ دقیقه در روز انجام دهید تا متوجه تغییرات ناشی از آن شوید. دیگران نیز تغییرات را در شما خواهند دید. پس تعجب نکنید که اگر افرادی کاملا متفاوت را به خود جذب کردید، افرادی صمیمی‌تر و احساسی‌تر. حتی اگر در رابطه‌ای مسموم گیر کرده باشید، با تلاش برای تغییر، چرخ‌های ماشین رابطه سرانجام از کار خواهند افتاد و شما در مسیری سالم‌تر به حرکت خود ادامه خواهید داد.

بیشتر بخوانید:  چرا امروزه بیشتر از گذشته احساس تنهایی می‌کنیم؟


منبع: Mind Body Green

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نویسنده و مترجم

صنم وفقی

صنم وفقی

مترجم و دوستدار ادبیات

نظر خودتون رو بنویسید