عدم درک درست از انرژی درونی

انرژی درونی

تقریبا همه‌ی ما انرژی درونی خودمون رو بدون فکر از دست می‌دهیم. برای مثال: شخصی با بی ملاحظگی باعث عصبانیت و ناراحتی ما می‌شود. سپس درباره‌ی این اتفاق ساعت‌ها فکر می‌کنیم و ناخواسته به این فرد قدرت می‌دهیم تا باعث ناراحتی و خشم بیشترمان شود. و اینگونه روزمان خراب می‌شود حتی بدون اینکه فرد مقابل متوجه شود.

بعد از اتمام رابطه‌ با پارتنرمان احساس تنهایی می‌کنیم و قدرت خودمون رو برای دوست داشتن فرد دیگری از دست می‌دهیم، فردی که معمولا تمایلی ندارد عشقی مثل رابطه‌ی قبلی به ما ابراز کند.

به یک دورهمی می‌رویم و امیدواریم که افراد حاضر در آنجا تحت تاثیر ما قرار بگیرن. در واقع قدرت خودمون رو برای تایید شدن از طرف دیگران از دست می‌دهیم، افرادی که حتی نمیدونن مسئولیتی در قبال تایید ما دارند.

بعضی از ما هنوز نسبت به والدین خود عصبانی و دلخور هستیم، به این خاطر که با روش نامناسبی که ما رو بزرگ کردند، یا برای چیزهای بخصوصی که انجام دادن و باعث پیچیده شدن ما شدند. در حین بالغ شدن انرژی درونی خودمون رو هدر دادیم بخاطر والدینی که برای سالها بزرگ کردن ما مسئولیت پذیر نبودند.

در تمام این موقعیت‌ها و موارد بیشمار دیگر که در طول روز برای ما رخ می‌دهد، انرژی درونی خودمون رو به دیگران می‌بخشیم. انرژی‌ای برای شاد بودن، برای خشنودی، برای لذت بردن، که در جهتی خلاف این خرج میشه. در تمامی حالات مختلف ذهنی همچون عشق، عصبانیت، لذت و یا نیاز به تایید شدن، انرژی واقعی درون ما نهفته است. یک منبع پنهانی انرژی که ما به آن دسترسی نداریم.

بذارید با یه مثال دیگه موضوع رو شفاف‌تر کنیم. فرض کنیم اشتیاق شدیدی به فردی احساس می‌کنید که شما را رد کرده است. و حالا مدام آرزو می‌کنید لحظات فوق‌العاده‌ی با او بودن دوباره تکرار شود. اما در واقع منبع آن عشق، درون خود شماست نه در بیرون. هنگامی که با شریک سابق زندگی‌تان بوده‌اید، منبع اصلی عشق در ذهن شما و در قلب خودتان بوده است. شما خودتان باعث شده بودید که در آن موقعیت احساسات بخصوصی را تجربه کنید.

  • تو قدرت اینو داری که باعث بشی عشق رو در هر زمانی احساس کنی. این تنها برای تو امکان‌پذیره و به هیچ شخص دیگه‌ای وابسته نیست.
  • تو قدرت اینو داری تا احساس عصبانیت کنی یا در آرامش باشی. احساس زخمی بودن کنی یا لذت ببری. احساس پذیرش یا رد شدن کنی. احساس متصل بودن داشته باشی یا اینکه احساس کنی ارتباطت با همه‌ی جهان قطع شده…

البته همه‌ی این‌ها به این معنا نیست که افراد دیگر بی‌ملاحظه برخورد نمی‌کنند. اما این برخوردهای نامناسب نباید باعث شوند تا ما احساس وحشتناکی نسبت به خودمون داشته باشیم. ما می‌تونیم اجازه بدیم برخورد اونها از روی ما سُر بخوره و این خودمون باشیم که تصمیم بگیریم چطور احساس کنیم. قطعا گفتن چنین حرفی از انجام دادنش آسونتره، اما به خاطر داشته باشیم که یک انرژی درونی در ما نهفته است.

و البته به این معنا نیست که به هیچکس دیگری احتیاج نداریم. یا اینکه مانند جزیره فقط در محدوده‌ی خودمون حضور داریم. به نظرم ما بسیار بیشتر از آنچه که فکر می‌کنیم به هم پیوسته‌ایم. وقتی انتخاب می‌کنیم به عنوان یک موجود کاملا متصل به جهان و در اتصال با قلب‌های دیگران به خودمان نگاه کنیم، به انرژی درونی‌مان دسترسی بیشتری پیدا می‌کنیم. اینکه به سوی دیگران برگردیم، دردها و عشق‌های آن‌ها را ببینیم و درک کنیم، روشی فوق‌العاده در جهت احساس انگیزه برای دوست داشتن و دوست داشته شدن است.

اما در هر صورت اشتباه نکنیم: انرژی باز هم درون ماست نه هیچ جای دیگر. ما می‌توانیم با دوست داشتن همزمان خودمان و دیگران احساس عشق کنیم. ما با دیدن خود واقعی‌مان احساس تایید و دوست داشته شدن می‌کنیم. در هر چیزی که میبینیم معجزه‌ای را تشخیص دهیم، و از کسی که هستیم، به خاطر هر آنچه هستیم احساس رضایت و خشنودی کنیم.

با رها کردن قضاوت و حقیر پنداشتن دیگران، و یافتن حس رضایت در همان کسی که هستند، و دوست داشتن آدم‌ها به خاطر همان شخصی که هستند؛ باعث آرامش خودمان می‌شویم.

با درک ارتباط و اتصال درونی که با دیگران داریم، با مراقبت از دیگران، با قدردانی از زیبایی بی‌نظیر همین لحظه همانطور که هست، میتوانیم باعث لذت و دسترسی بیشتر به درون خودمان شویم.

بیشتر بخوانید:  5 روش ویژه برای فعال سازی انرژی و قدرت درون


منبع: Zen habits

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نویسنده و مترجم

مرتضا توزنده‌جانی

مرتضا توزنده‌جانی

نویسنده و گوینده. علاقمند به طبیعت، مدیتیشن و دیدن

نظر خودتون رو بنویسید