۴ روش برای تبدیل حسادت به رشد فردی

حسادت

در طول روز ممکن است چندین بار احساسی منفی در مورد چیزی در ما پدیدار شود. احساساتی منفی‌ همچون: بی حوصلگی، ناامیدی یا حسادت.

مثلا برای انجام کاری به یک اداره رفته‌اید و ناگهان با صف طولانی روبرو می‌شوید. در این هنگام حس بی‌حوصلگی و بی‌قراری به شما دست خواهد داد. یا سوار ماشین و به دنبال جای پارک هستید، بعد از جستجوی فراوان جای پارک پیدا نمی‌کنید و عصبانی و ناامید می‌شوید. یا اینکه فردی صاحب وسیله‌ی مورد علاقه‌ی شماست ولی شما اون رو ندارید، در چنین زمانی حس حسادت و طمع به سراغ شما میاد.

حسادت فقط در مورد اشیا و چیزها نیست بلکه در مورد افراد نیز رخ میده: مثلا زوج خوشبختی رو می‌بینم که رابطه‌ی موفقی دارند. شاید با خودم بگم: چه بد، کاش منم همچین رابطه‌ای داشتم. در این موقع، آدمی حسود میشم.

مثالی دیگه میزنم: به جمع دوستانه‌ای می‌روید. در این جمع شاید فردی به سمت همسر شما بیاد و با اومشغول گفتگو بشه. و زمانی که شما متوجه گفتگوی دونفره‌ی همسرتان با شخصی دیگر می‌شوید، فورا حسادت در شما پدیدار میشه و می‌ترسید که این گفتگو تبدیل به جاذبه‌ای عاشقانه نشه. یا مثلا کودک خردسال شما رابطه‌ای نزدیک با همسرتان دارد و این رابطه‌ شامل شما نمی‌شه. در چنین زمانی نیز ممکن است حسادت ظاهر شود.

حسادت یکی از واکنش‌های طبیعی و ارگانیک انسان‌ها به شمار میره. به معنایی دیگر، حسادت یک نوع واکنش به تهدیدهای احتمالی یا کمبود منابع است. تمثیل هابیل و قابیل اولین نمونه‌ی حسادت انسان‌هاست. بنابراین میتونیم نتیجه بگیریم که حس حسادت از همان ابتدا در انسان‌ها وجود داشته است.

کتاب‌ها و مقالات بسیاری وجود دارند و همیشه به ما می‌گویند چطور احساس منفی خود را به احساساتی مثبت تبدیل کنیم. اما در مورد درمان حسادت حرف‌های کمتری گفته شده. پس برای درمان حسادت چیکار میشه کرد؟ در ادامه با ۴ راهکار برای تبدیل حسادت به رشد فردی آشنا خواهیم شد.

۱- حسادت را در آغوش بگیرید

هر چی بیشتر با حسادت مقابله کنیم و سعی کنیم کمتر حسود باشیم، ممکنه به موفقیت چندانی دست پیدا نکنیم. اما میشه این احساس منفی رو در آغوش گرفت. چرا که نه… برای تبدیل حسادت به رشد فردی، باید از این احساس منفی استفاده کنیم. یعنی یاد بگیریم که از حسادت برای رشد فردی و ارتقای آگاهی خودمان استفاده کنیم. چطور؟

همیشه وقتی دچار ناامنی و کمبود می‌شویم چنین حسی به سراغ ما میاد پس باید به ریشه‌ی حسادت توجه کنید. هنگامی که حسادت در ذهن شما پدیدار شد، سعی کنید با دقت به آن نگاه کنید و منشا آن را بشناسید.

از خودتون بپرسید که چرا در این لحظه حسود شدم؟ می‌ترسم چیزی رو از دست بدم؟ یه رابطه؟ یا موقعیت و مقام؟ با توجه به شخصیت و ارزش‌های فردی، میلیون‌ها چیز مختلف وجود داره که میتونه منشا حسادت ما باشه. بنابراین شما نیز جواب‌های خودتان را پیدا کنید.

با جواب به این سوال‌ها می‌توانید به لایه‌های زیرین و درونی خود نفوذ کنید. وقتی به لایه‌های پنهان وجود خودمان توجه می‌کنیم، راه‌حل‌ و جواب‌های بسیاری برای حل مشکلات خودمان پیدا خواهیم کرد.

۲- حسادت به عنوان یک نشانه

برای درمان حسادت، باید به این موضوع به چشم یک نشانه نگاه کنیم. بله.. حسود بودن می‌تونه یک نشانه باشه. این نشانه‌، خبری از اعماق وجود برایمان آورده. برای درک بهتر برایتان مثال میزنم:

امشب در اینستاگرام مشغول چرخ زدن هستید و عکس‌ تعطیلات کسی رو می‌بینید و آرزو می‌کنید که کاش شما هم می‌توانستید چنین تعطیلاتی را تجربه کنید. به نظرتون این حسادت یه نشونه نیست؟ یه نشونه که به شما یادآور میشه شما هم به تعطیلات و تفریح نیاز دارید.

یا در روابط، بیشتر اوقات ارزش شخص مقابل‌مان را نمی‌دونیم تا زمانیکه که اون شخص رو از دست بدیم و آن وقت متوجه ارزش واقعی‌ش میشیم. به این ترتیب حسادت در روابط یا سایر جنبه‌های زندگی به ما کمک میکنه که ارزش شخص یا چیزها رو بیشتر بدونیم.

فراموش نکنید که حسادت یک واکنش شخصی‌ست. یک واکنش شخصی که سعی میکنه به ما بیشتر درباره‌ی خودمون یادآور بشه. البته درسته که حسود بودن یه حس منفی به شمار میره ولی میتونیم از این حس، به عنوان یک دریچه‌ی جدید برای توجه دوباره به درون‌ خودمون استفاده کنیم.

۳- حسادت را به نیرویی مثبت تبدیل کنید

حسادت همیشه متکی به ترس است. هنگامی که ترس در رفتار شما پدیدار میشه، نگران نباشید و با اجزای آن ترس همراه بشید.

واکاوی احساس ترس، کلید اصلی برای شناخت ناامنی‌های درونی به حساب میاد. اگه بخواهیم به حسود بودن خودمون غلبه کنیم، پس ضروریه که به ترس‌ها و منشا آنها دقت کنیم.

در زندگی چه چیزی برایتان ارزشمند است؟ به آنها فکر کنید و سرانجام متوجه خواهید شد که چقدر زندگی‌تان غنی و ارزشمند است. متاسفانه همیشه عادت کرده‌ایم به نکات منفی بهای بیشتری بدهیم.

از این به بعد تلاش کنید به جای بها دادن به احساسات منفی و مخرب، از آنها برای بازتاب خود استفاده کنید. به ترس‌های خود گوش کنید. به یاد داشته باشید که ترس، همانند یک نور روشن می‌تواند به ذهنیت ما کمک شایانی کند. اما اجازه ندهید که ترس‌ها شما را به فردی ساکن و بی‌حرکت تبدیل کند.

به حسادت اجازه دهید تا تبدیل به روشی برای شناسایی ترس‌ و ناامنی‌ها شود. برای رسیدن به یک زندگی شاد، بسیار احساس ناامنی خواهیم کرد، اما این ناامنی‌ها میتواند ما را تبدیل به آدم‌هایی دقیق‌تر کند. بله به روابط‌مان و چیزهایی که داریم دقیق‌تر نگاه خواهیم کرد و بنابراین از آنها بیشتر مواظبت می‌کنیم.

۴- وقتی دیگران به شما حسادت می‌ورزند، رشد فردی دوباره رخ می‌دهد

این فقط ما نیستیم که به دیگران حسادت می‌کنیم، دیگران نیز در چرخه‌ی خودشان به زندگی ما حسادت می‌ورزند. چرا افراد نسبت به زندگی شما حسود هستند؟ جواب این است که حتما آنها چیزهای ارزشمندی در زندگی شما دیده‌اند. و خودشان می‌خواهند که آن چیزها رو داشته باشند.

البته منظورم فقط داشتن یه ماشین خوب، خونه یا پول نیست. خیلی وقت‌ها ما دارای توانایی‌های منحصربفردی هستیم. آنها نیز به نوبه‌ی خودشان می‌خواهند چنین توانایی‌‌ خاصی رو داشته باشند.

از شریک زندگی یا یکی از دوستان صمیمی خود بخواهید که روی کاغذ لیست چیزهایی را بنویسد که باعث برانگیختن حس حسادت نسبت به شما می‌شود. زمانی که اون لیست رو بخونید، شگفت زده خواهید شد.

در آن لیست مواردی ذکر شده که حتی خودتان از آنها خبر نداشته‌اید. به تمام موارد این لیست دقت کنید و چندین بار بخوانیدش. در پایان مطمئنا احساس خوبی در شما بیدار میشه. چون شما هم چیزهایی رو دارید که دیگران دوست دارند داشته باشند. و همین نکته باعث میشه که به توانایی‌های خودمون بیشتر دقت کنیم و به معنایی دیگر، به خودمون افتخار می‌کنیم.

بیشتر بخوانید: ۷ نکته اختصاصی برای قدم زدن آگاهانه و تجربه‌ی حال خوب

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نظر دهید