زوج‌ها چگونه با کم شدن جذابیت فیزیکی و زندگی در خانه‌ای پوشالی کنار می‌آیند؟

انسان‌ها برای ورود به یک رابطه متعهد طولانی مدت و یا ازدواجی خالی از جذابیت‌های فیزیکی دلایل بسیاری دارند. بعضی ازدواج می‌کنند تا دیگرانی چون پدر و مادرشان را خوشحال کنند. یکی از مراجعین من با مردی ازدواج کرده بود که کم‌ترین جذابیتی برایش نداشت، تنها برای اینکه مادرش به او فشار می‌آورده که سر و سامان بگیرد. برخی دیگر انگار که بخواهند با ساعت بیولوژیک بدن‌شان بجنگند، به خاطر سن و توانایی تولید مثل ازدواج می‌کنند. بقیه هم برای فرار از تنهایی یا داشتن یک خانوده ازدواج می‌کنند؛ افرادی که کسی را ندارند یا درخانواده‌ای ناسالم بوده‌اند بیشتر ناخودآگاهانه جذب تعهداتی با این شرایط می‌شوند.

بعضی بر این عقیده‌اند که به مسئله‌ی جذابیت فیزیک بیش از اندازه اهمیت داده شده. آن‌ها ادعا می‌کنند برای نگه داشتن یک رابطه‌ی سالم و بلندمدت، اهمیت عواملی چون دوستی، اشتیاق به تشکیل یک خانواده، نزدیکی عاطفی، توانایی برقراری ارتباط و آرامش و امنیت، اگر بیشتر از اهمیت جذابیت فیزیکی نباشد، کمتر از آن هم نیست.

کسانی هستند که می‌خواهند جای خالی یک شریک عاطفی یا نامزد از دست‌رفته‌شان را پر کنند. و در نهایت برخی ازدواج می‌کنند تا همرنگ جماعت شوند؛ مثل یکی از مراجعین من که می‌گفت: «در دایره اجتماعی ما همه زوج هستند و من این حس تک افتادن را دوست نداشتم

ولی من شکی ندارم که اینگونه نیست. در حالی که این عوامل برای داشتن یک رابطه با دوام الزامی هستند، جذابیت فیزیکی و سرزنده نیز همینطور است. حتی معتقدم که اگر این جذابیت از اول وجود نداشته باشد، یک زوج به واقع در یک خانه‌ی پوشالی زندگی می‌کنند. برای انتخاب شریک زندگی، بسیاری از این افراد لیستی پر می‌کنند از بدیهیات اما جاذبه‌ی فیزیکی را جا می‌اندازند.

یکی از مراجعین خانم من می‌گفت: «من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این موضوع حائز اهمیتی باشد. به من یاد داده بودند که ظاهر افراد و رابطه جنسی خیلی هم مهم نیستند. صداقت، بچه‌دار شدن و وفاداری و قبل از این‌ها، خانواده و دین موضوعات اساسی‌اند. من حالا دیگر حتی نمی‌خواهم همسرم را ببوسم. وقتی مردی جذاب را می‌بینم هیجان‌زده می‌شوم، جوری که انگار بالاخره آزادم که احساسات و علایقم را حس کنم

اینکه بعضی انسان‌ها بالاخره به زندگی مشترکی با کم‌ترین و یا حتی بدون کشش فیزیکی ادامه می‌دهند، حقیقت دارد. علیرغم مشکلات جسمی حاد، برخی از این اشخاص در ازدواجی گیر کرده‌اند که تنها حول محور فرزندشان نگه داشته شده یا اینکه راهی برای جایگزینی کنش جنسی‌شان با کار، ورزش و یا حتی مواد مخدر پیدا کرده‌اند.

بقیه به طرز آگاهانه‌ای انتخاب کردند که با یک جای خالی بزرگ زندگی‌شان را ادامه دهند. ولی برای اکثریت، دیر یا زود این جای خالی نیاز خود را به پر شدن فریاد می‌زند و مشکلات آغاز می‌شوند.

در مشاوره‌ی ازدواج من همیشه از هر کدام از زوجین می‌خواهم که حداقل یک جلسه تنها نزدم بیایند. در این جلسات از آن‌ها درباره میزان و سطح جذابیت بین‌شان و پیش‌زمینه آن می‌پرسم. می‌پرسم که آیا در حال حاضر هیچ کشش فیزیکی بین‌شان هست و یا اصلا هرگز وجود داشته یا نه. همچنین از هر کدام‌شان راجع به زندگی جنسی‌شان در گذشته و حال سوالاتی دقیق می‌پرسم. سراغی هم از فانتزی‌های‌شان می‌گیرم چرا که آن‌ها نشان می‌دهند هر فرد حقیقتا جذب چه چیزی می‌شود.

بعضی از موارد مرتبا با هم رابطه دارند اما یا از روی اجبار است یا خوشحال کننده نیست. غالبا اما فردی که کمتر علاقه‌مند است، حتی نیاز به اینکه اندکی تغییر و اشتیاق ایجاد کند را از دست داده. بی‌پرده بگویم: اگر در انتخاب شریک زندگی‌تان به جذابیت فیزیکی بی‌توجه باشید، رابطه‌تان دوامی نخواهد داشت.

در ادامه به برخی از عواقبی که در این شرایط با آن‌ها روبرو خواهید شد اشاره می‌کنم:

1- زندگی جنسی ضعیف

کسانی که در رابطه‌ای فاقد جذابیت فیزیکی گیر کرده‌اند، اکثرا یا رابطه جنسی ندارند یا بسیار کم دارند. من زوج‌هایی را درمان کرده‌ام که برای ده، پانزده سال هیچ صمیمیت فیزیکی بین‌شان نبوده. خیلی از چنین زوج‌هایی، حتی جوانان، روی تخت‌های جدا می‌خوابند. بیشترشان اصلا زندگی جنسی با کیفیت را تجربه نکرده‌اند: فهمیدن این با پرسیدن درباره اوایل رابطه یا ماه‌عسل‌شان بسیار آسان است.

آن کسی که علاقه کمتری دارد غالبا به این متهم می‌شود که هیچ‌وقت شروع کننده نیست یا اینکه آن را به زمان‌های نامناسبی موکول می‌کند که تنها احتمال ایجاد رابطه را کمتر می‌کند. اما گول آن طرفی که می‌گوید صمیمیت فیزیکی بیشتری می‌خواهد را هم نخورید. آن‌ها هم در به خطر افتادن زندگی جنسی‌شان نقش دارند. بعضی با عقب کشیدن زمان شروع رابطه بین‌شان و برخی دیگر با شکایت از عدم کیفیت کافی این کار را انجام می‌دهند. این هم خود باعث می‌شود طرف دیگر ماجرا که به سختی رابطه را شروع کرده پا پس بکشد.

2- روابط مخفی دیگر

کمبود جذابیت در ابتدای رابطه اغلب دری را برای ورود کسان دیگر باز می‌کند. کسی که ملاقات با فردی دیگر را آغاز می‌کند شاید آنی باشد که ادعا می‌کرده کشش کافی داشته اما شریکش او را از خواسته خود محروم می‌ساخته. بر اساس تجربه من اما کسی که اشتیاق کمتری دارد به سراغ یافتن نفر سوم می‌رود.

محل کار یا باشگاه‌ها برای شکل‌گیری این راوابط جدید بهترین جا به نظر می‌رسند. سخت است وقتی به کسی برمی‌خوری که بالاخره تو را به وجد آورده مقاومت کنی. و وقتی برای اولین بار چیزی بین‌تان اتفاق می‌افتد، متوقف کردنش حتی سخت‌تر هم می‌شود.

به همین دلیل است که من معشوق/معشوقه را به زامبی‌ها تشابه می‌دهم: در تمام فیلم‌های ترسناک، درست هنگامی که فکر می‌کنی زامبی برای همیشه از بین رفته، از جایی پیدایش می‌شود و غافلگیرت می‌کند.

3- بهانه گیری

وقتی یکی از طرفین احساس می‌کند در رابطه‌ای ناراحت گیر افتاده، مدام دنبال پیدا کردن ایراداتی در طرف مقابل می‌افتد: بوی تن‌ش، جوری که غذا می‌خورد، کلماتی که استفاده می‌کند. چیزهایی که زمانی در نظرش دوست‌داشتنی می‌آمده حالا آزاردهنده ‌‌اند.

بعضی امیدوارند که طرف مقابل‌شان متوجه پیام این انتقادات بشود و رابطه را تمام کند، کاری که احتمالا خود طرف ایرادگیرنده از انجام دادنش می‌هراسد. بعضی دیگر تنها سرخوردگی‌ خودشان را نشان می‌دهند. در این موارد ایرادگیری رفتاری آزاردهنده به نظر می‌رسد اما از آنجا که ناآگاهانه است، متوقف کردنش کار دشواری است.

به تجربه خود من، وقتی که دلیل اصلی مخفی شده زیر این ایرادگیری‌ها سرباز کند، زوج خود را در شرایطی می‌بینند که مجبورند با این مشکل کمبود جذابیت روبرو شوند. مرحله‌ای از رابطه که حقیقی‌تر و در عین حال خطرناک‌تر است.

4- فاصله‌گیری

طرفی که شوق کمتری دارد، راهی برای دور شدن و دور ماندن پیدا می‌کند. این دوری شامل هر دو دوری عاطفی و فیزیکی می‌شود. به قول روزان روزنادانا: «همیشه چیزی هست. اگر فلان مسئله نیست، مسئله‌ای دیگر هست.»

5- بی‌احترامی

فردی که احساس علاقه‌ی کمتری دارد گاها نسبت به فرد مقابلش بی‌احترامی‌هایی می‌کند. بهانه‌جویی عملی واضح و در چشم است و مداوم‌تر از بی‌احترامی، بی‌احترامی اما زخم عمیق‌تری در فرد به جا می‌گذارد.

بی‌احترامی کردن به دیگری در جمع و یا بی ‌‌رحمانه مقایسه کردن او با یک همسایه، فامیل، همکار و یا حتی کسی که او بدش می‌آید، از متداول‌ترین نشانه‌هایند. تحقیر کردن شریک عاطفی در جمع‌های مهم، نشانه‌ای از فقدان خوشحالی و رضایت در رابطه است.

6- بی عاطفگی

کمبود جذابیت با حداقل و یا هیچ رابطه جنسی به اندازه کافی بد است، اما خیلی از زوج‌ها در روابطی گیر افتاده‌اند که علاوه بر نبود رابطه جنسی، فقدان محبت به دیگری نیز وجود دارد. معمولا توجه کمی وجود دارد. آن‌ها به ندرت دستشان را دور یکدیگر حلقه می‌کنند یا نزدیک همدیگر می‌نشینند.

یکی از مراجعین خانم من از همسرش که بیشتر و بیشتر در حال دور شدن از او بود درخواست کرده بود که: «حداقل هنگام تماشای تلویزیون کنارم بشین. قول می‌دهم لمست نکنم.»

در حالی که هنوز رسوم و تفکر قدیمی برای برخی کار می‌کند، رسانه‌ها از رابطه و جذابیت برای فروش بیشتر استفاده می‌کنند. طلاق هنوز هم ناپسند است – قطعا الان کمتر از قبل اما به هر حال تحسین هم نمی‌شود. ما اما هنوز توجه کافی به کارهایی که می‌تواند باعث نجات یک رابطه شود نمی‌کنیم.

دفعه بعد که به دنبال یک شریک عاطفی می‌گردید، یادتان باشد که در لیست اولویت‌های‌تان جذابیت فیزیکی و سازگاری جنسی را هم بگذارید، اگر که رابطه‌ای استوار و مانا می‌خواهید.


منبع: Psychology Today

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نویسنده و مترجم

مرتضی روشن

مرتضی روشن

نویسنده‌ی خلاق | دیجیتال کیوریتور | مترجم و گوینده

درون را در فضای مجازی دنبال کنید

نظر خودتون رو بنویسید

error: