۵ روش که به شما برای پیدا کردن صدای حقیقی و درونی‌تان کمک می‌کند

چه کسی هستم ؟ صدای درونی خودم

اغلب ما با افرادی که دور و برمان حضور دارند گفتگو می‌کنیم. اما آیا ما به صورت هوشمندانه با صدای حقیقی و درونی خودمان آشنا هستیم؟ در جهانی که مدام توسط عوامل و نویزهای مزاحم دچار حواس‌پرتی می‌شویم، پیدا کردن صدای حقیقی‌تان سخت‌تر از همیشه است، اینکه بفهمید که واقعا چه کسی هستید.

«تری تمپست ویلیامز» در این باره توضیح می‌دهد: «برای سال‌های متوالی و طولانی، من در یک بیابان بی آب و علف، سرگردان به دنبال صداهایی بودم که به من تعلق نداشتند. من احساس می‌کردم به این فضا متعلق نیستم. تنها در یک‌ منظره‌ی موقت بودم تا بالاخره صدای خودم را پیدا کردم»

خیلی وقتها با استفاده از صداهایی که متعلق به ما نیست سرگردان می‌شویم. جدا از ترس و شرم داشتن صدای واقعی خودمان، گاهی احساس می‌کنیم ما هیچ صدا و کاراکتر بخصوصی نداریم که ارزش پیدا کردن داشته باشد.

پیدا کردن صدای خودتان در واقع به این معناست که بدانید که در هسته‌ی وجودی خودتان چه کسی هستید، به دور از هر تاثیری از دنیای بیرون. و سپس از این صدای به خصوص استفاده کنید و با جهان بیرون ارتباط برقرار کنید. برای این کار نیاز به شجاعت و ایمان داشتن به صدای درونی خودتان دارید.

در ادامه ۵ روش برای پیدا کردن صدای حقیقی و درونی‌تان خواهید خواند.

۱- از اینکه تنها بمانید، نترسید

تنها روش برای اینکه بتوانید با درون خودتان و هسته‌ی حقیقی خودتان روبرو شوید حضور در تنهایی و سکوت است. این موضوع ممکن است هیجان‌انگیز و شاید ترسناک باشد. اگرچه شاید این موضوع تنهایی نام دارد، اما اگر بخواهیم واقعا با خودمان صادق باشیم، من به شخصه وقتی برای خوشحالی و یا پیدا کردن جواب برای مسائل زندگی به دیگران وابسته‌ام، بیشتر احساس تنهایی می‌کنم تا وقتی که به درون خودم نگاه میکنم.

در مورد اینکه دقیقا در چه مرحله‌ای از شناخت خود هستید با خودتان صادق باشید. مسئله‌ای نیست اگر جواب‌هایی که برای سوال‌هایتان پیدا می‌کنید چیزی که شما می خواهید نباشند. زیبایی این ماجرا اینجاست که با شناخت نقطه‌ی شروع مسیر خود، می‌توانید تمام فرآیند را مشاهده کنید.

به چیزهایی که به شما حس زنده بودن، اتصال به هستی و خلاقیت می‌دهند توجه کنید. زمان‌های بخصوصی برای خودتان در نظر بگیرید تا با خودتان و انرژی معنوی اطرافتان رابطه‌ای دوباره برقرار کنید.

هنگامی که به صدای درونی خودتان متصل شوید، تنهایی کمرنگ می‌شود و بیشتر از هر وقت دیگر احساس زنده بودن می‌کنید.

۲- در مسیر خودتان قدم بردارید

هنگامی که به عنوان یک کودک وارد این جهان شدیم، جسور، عاری از شرم و پشیمانی بودیم و در طول این مسیر، عشق به خودمان را ازدست دادیم و بعد چه اتفاقی افتاد؟

ما شروع کردیم به مدام وسواس داشتن در مورد مناسب بودنمان و اینکه مورد محبت دیگران قرار بگیریم. ما خودمان را با عوامل بیرونی تعریف کردیم و برای چیزهایی که بیرون از ما در حال رخ دادن بود ارزش بیشتری قائل شدیم تا آنچه درون ماست. به وسیله‌ی ترس شرطی شدیم. ما با پشت کردن به تجربه های شخصی خودمان یاد گرفتیم که لایق نیستیم، تنها برای اینکه نظر دیگران را جلب کنیم.

و حالا خبر خوب اینه که ما نیازی نداریم که با همین منوال به زندگی ادامه دهیم. ما میتونیم دوباره به خودمون متصل بشیم و از صدای درونی خودمان در همان جهتی که دوست داریم استفاده کنیم. خودمون رو از ترس، شرم و احساس گناه و اشتیاق برای جلب کردن نظر دیگران رها کنیم تا باعث گسترش حس خوشبختی در زندگی‌مان شویم.

به این دقت کنید که چطور به صدای درونی خودتان پشت می‌کنید.

آیا برای «نه» گفتن مشکل دارید؟  آیا معمولا احساس «عدم راحتی» رو نادیده می‌گیرید و با چیزی موافقت می‌کنید که میدونید شما رو از هدف‌تون دور خواهد کرد؟ آیا معمولا اشتیاق‌های خودتون رو به خاطر ترس و عدم امنیت سرکوب می‌کنید؟

به جای انطباق تصمیم‌هاتون با عرف و استانداردهای معمول، آن‌ها را بر اساس خودتان پایه گذاری کنید. هدف‌ها، اشتیاق‌ها و رویاهای خودتان. در مسیر خودتان قدم بگذارید.

بیشتر بخوانید:  5 روش ویژه برای فعال سازی انرژی و قدرت درون

۳- بدون هیچ نوع قضاوتی به شناخت صدای خودتان بپردازید

وقتی از احساسات خودمان جلوگیری می‌کنیم در واقع مانع تجربیات حقیقی خود می‌‌شویم. در کتاب «یاد بگیریم چگونه عاشق خودمان باشیم»  دکتر گای هندریکس از این موضوع صحبت می‌کند که مقاومت در مقابل تجربه‌ی آزادانه‌ی زندگی، چطور باعث می‌شود که رابطه‌ی مستقیم خودمان را با زندگی از دست دهیم.

«الان که خوب به گذشته نگاه می‌کنم به نظر میرسه زندگی من یک مقاومت شدید بوده، مقاومت در برابر احساساتم، در برابر عشق، در برابر انرژی و پتانسیل‌های خودم. وقتی مقاومت ‌می‌کنیم، زندگی رو از دریچه‌ی مه آلود باورها، نظرات و واکنش‌های شرطی شده‌ی خودمون می‌بینیم»

صدای درونی و حتی تن صدای شما کاملا با صدای هر شخص دیگری متفاوت است. به همین خاطر هم تشخیص آن کمی سخت به نظر میرسد.

در چنین شرایط چه کاری از دست ما برمی‌آید؟ فقط حاضر باشیم! برای ۱۰ دقیقه در سکوت بنشینیم و مشاهده کنیم. خودتان را به احساسات‌تان بسپارید و بدون هیچ نوع قضاوتی تنها حاضر باشید و توجه کنید. در واقع درباره‌ی چیزی فکر نکنید یا چیزی را که احساس می‌کنید به صورت منطقی در نیاورید. بگذارید همانطور که هست باشد.

«ویلیام بوروز» در این رابطه می‌گوید: «ذهن شما به بیشتر سوالات پاسخ خواهد داد اگر یاد بگیرید آرام باشید و منتظر جواب بمانید»

در سکوت است که ما می‌توانیم یاد بگیریم که حقیقتا چه کسی هستیم و به خودمان کمک کنیم. حالتی که می‌توانیم صدای خاص خودمان را پیدا کنیم. در صورتی که همراه با قضاوت، این هدیه‌ی ارزشمند غیرقابل دستیابی خواهد بود.

هر صبح من برای ده دقیقه مدیتیشن می‌کنم. مدیتیشن یک ابزار محبوب در طول سفر درونی برای پیدا کردن صدای خودم بوده است. بعد از مدیتیشن روح من احساس اتصال و آرامش می‌کند.

۴- با خودتان صادق باشید

صادق بودن بسیار سخت و کمیاب است. به همین خاطر ما به وسیله‌ی چیزهایی مختلف مدام حواس خودمان را پرت می‌کنیم (نگاه کردن تلویزیون، حرف زدن بی‌وقفه، مدام مشغول به کاری بودن و …) به دلایل مختلف ما نمی‌خواهیم با حقیقت روبرو شویم. اما اگر می‌خواهید صدای خودتان را پیدا کنید باید این کار را انجام دهید.

با خود حقیقی‌تان دوباره رابطه برقرار کنید. با قدرت شهودتان. در هر موقعیتی باید با احساساتی که دارید بی‌پرده مواجه شوید. سپس به این توجه کن که: آیا در حال سرکوب آن احساس هستی؟ یا با روی باز مشتاق تجربه‌اش هستی؟ هر احساسی مهر تاییدی است بر جایی که در زندگی قرار داری و کسی که هستی.

اگر چیزی هست در مورد خودت که دوست نداری: تغییرش بده. با پرت کردن حواس، مسائلی که در عمق جاری هستند عوض نمی‌شوند. هر چه زودتر با خودت صادق باشی، زودتر هم آزادی به خصوص و قابل اعتماد خودت را خواهی داشت.

بیشتر بخوانید:  درک قدرت درون و استفاده از آن در زندگی

۵- بر طبق شخصیت خلاق خودتان عمل کنید

خلاقیت نزدیکترین حالتی‌ست که ما به خود حقیقی و معتبر خودمان میرسیم. اتصال ما به چیزی بزرگتر از خودمان یعنی دنیایی اثیری و معنوی. جایی که بهتر از هرجایی صدای واقعی خودتان را پیدا خواهید کرد.

هرچیزی که دوست دارید انجام دهید بدون اینکه به چیزی وابسته شوید. آزمون و خطا کنید و با عشق کاری در رابطه با صدای خاص و ابدی خودتان انجام دهید. چیزی بسازید برای بهبود و بیان حقیقت خودتان و امیدوار باشید که در طول این مسیر باعث الهام دیگران نیز خواهید شد.


منبع: Writing Cooperative

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نویسنده و مترجم

مرتضا توزنده‌جانی

مرتضا توزنده‌جانی

نویسنده و گوینده. علاقمند به طبیعت، مدیتیشن و دیدن

نظر خودتون رو بنویسید