چگونه دوباره شادی را احساس کنیم: ۱۳ راه آسان برای رهایی از افسردگی و غم

رهایی از افسردگی و غم

وقتی به زندگی خود نگاه می‌کنید، شاید متعجب شوید که چطور زمان به سرعت سپری شده است و هیچ ایده‌ای نداشته باشید که چگونه به این مقطع از زندگی خود رسیده‌اید. شاید دچار اندوه شوید؛ چراکه متوجه شده‌اید تا چه اندازه از جایگاهی که در این سن برای خود در نظر داشتید، دور افتاده‌اید.

زندگی بسیار سخت‌تر از آن چیزی بوده است که شما انتظارش را داشتید، پس آن را به همان شکل پذیرفته‌اید، تسلیم شده‌اید و حالا دستیابی به اهداف برایتان بسیار سخت شده است. و تنها چیزی که در این میان می‌خواهید احساس دوباره شادی است.

پرواندن شادی در زندگی امکانی غیرواقعی یا دور از دسترس نیست و برای رسیدن به این هدف، تنها نیازمند صرف زمان و اندکی تلاش هستید. در این مقاله ۱۳ راه اثبات‌شده رهایی از افسردگی و احساس دوباره شادی را با هم مرور می‌کنیم:

۱. کاری را انجام دهید که برای شما معنا و ارزش داشته باشد

همه ما تجربه روزهایی را که دچار ملال شده‌ایم، داریم، روزهایی که گویی در زندگی‌هایمان گیر می‌افتیم و نمی‌دانیم چه باید بکنیم. بدون شک آسان‌تر خواهد بود که به‌جای پرداختن به سوال‌های سنگینی مانند «هدف زندگی‌ام چیست؟»، روزها را با تماشای تلویزیون سپری کنیم. ویکتور فرانکل در این باره می‌گوید: «وقتی کسی معنا و مفهوم عمیقی برای زندگی خود ندارد، حواس خود را با لذت‌ و خوشگذرانی از واقعیت پرت می‌کند.»

بسیاری از انسان‌های مرفه احساس ناشادی و غم می‌کنند، فرقی نمی‌کند که تا چه اندازه پول، شهرت یا اعتبار دارند. و بزرگ‌ترین دلیل آن است که احساس ناشادی و اندوه سرانجام از احساس بی‌معنا بودن زندگی‌هامان نشات می‌گیرد.

فرانکل فرآیندی به نام معنادرمانی را مطرح کرد تا به وسیله آن به انسان‌ها در ساختن معنا برای زندگی‌شان کمک کند. او در بخش سلامت روان بیمارستان وین مشغول به کار شد؛ چراکه تعداد زیادی از بیماران این بخش در اثر خودکشی جان خود را دست می‌دادند. تمرین‌های فرانکل مانع از خودکشی ده هزار بیمار شد. وی این کار بزرگ را تنها با تزریق معنا به زندگی این بیماران صورت داد.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

اگر در حال دست‌و‌پنجه نرم کردن با اندوه هستید، می‌توانید فرآیند معنادرمانی فرانکل را با روش‌های زیر به‌کار ببرید:

  • – روی پروژه‌ای کار کنید که نیازمند مهارت‌ها و توانایی‌های شما باشد. اگر در جست‌وجوی معنا برای زندگی خود دچار مشکل هستید، پس به‌ دنبال پروژه‌ای مهم و سودمند باشید.
  • -خودتان را به تمامی در تجربه‌تان غرق کنید و حس و افکارتان را با افرادی که شما را واقعا و بدون قضاوت دوست‌ دارند، سهیم شوید.
  • -رنج‌های‌تان را رهایی‌بخش خود ببینید. ما زمانی می‌توانیم معنا را در زندگی خود بیابیم که دیدگاه‌مان را نسبت به سختی‌ها تغییر دهیم و آن‌‌ها را نه به‌عنوان سراشیبی‌های سقوط؛ بلکه به‌عنوان بهبود‌دهنده‌های زندگی ببینیم.

یک‌بار زنی را دیدم که در تایلند پرورشگاهی را برای کودکان مبتلا به ایدز اداره می‌کرد. او که خود از سرطان رنج می‌برد، به‌جای دیدن بیماری به‌عنوان نابودکننده زندگی، به من گفت:

«وقتی دکتر به شما می‌گوید که تست ایدز شما مثبت شده است یا سرطان دارید، انگار شما مرگ را در مقابل خود می‌بینید. و همین موضوع به من قدرت داد تا خودم را با کودکان مبتلا به ایدز یکی بدانم. پس حداقل برای این موضوع هم که شده، از سرطان ممنونم.»

۲. گزینه‌های فرعی را حذف و روی چیزی که واقعا می‌خواهید تمرکز کنید

گزینه‌های زیاد ما را فرسوده می‌کنند، دچار اندوه می‌شویم و در نهایت به نقطه‌ای می‌رسیم که از تمام تصمیمات فرار کنیم. توصیه «انتخاب‌های زیادی داشته باش» را شاید اغلب شنیده باشیم؛ اما با در نظر گرفتن گزینه‌های زیاد انتخاب، معمولا دچار غم و اضطراب می‌شویم و از تلاش برای انتخاب از میان گزینه‌های متعدد خسته.

با داشتن گزینه‌های زیاد، کم‌کم تصمیمات ضعیف‌تری را برای برآوردن هر یک از اهداف خود در طول هر روز می‌گیریم. و این همان چیزی است که با نام «خستگی تصمیم» شناخته می‌شود.

مهم‌ترین عامل برای افزایش میزان شادی، کاهش موثر تعداد تصمیمات غیرلازم در طول روز است.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

برنامه روزمره خود را با راهکار‌های کمکی زیر بچینید:

  • – مهم‌ترین تصمیمات خود را در ساعات اولیه روز که هنوز ذهن شفاف و بانشاط است، بگیرید.
  • – سعی کنید برنامه روزتان را شب پیش شکل دهید.
  • – غذاهایی را که باید آماده کنید، پیشتر انتخاب کنید.
  • – اگر باید تصمیم بگیرید و گرسنه هستید، اول غذا بخورید.
  • – اگر باید تصمیمات زیادی بگیرید، دقیق شوید و با فیلتر کردن، تعداد کمی از آن‌ها را انتخاب کنید.

۳. فضاهای امنی برای یافتن خود واقعی‌تان درست کنید و بر احساس شرم فائق شوید

ما به‌طور مداوم با پیام‌هایی بمباران می‌شویم که به ما می‌گویند برای شاد یا موفق بودن باید به شکل مشخصی رفتار کنیم یا دنیا را به گونه‌ای خاص ببینیم. به‌طور میانگین هر فرد در روز با ۱۰ هزار تبلیغ این چنینی مواجه می‌شود که بیشتر آن‌ها فاقد معنا و مفهوم هستند.

تمام این وعده‌های اشتباهی که روزانه عرضه می‌شود، موجب می‌گردد تا ما خودمان را به گونه‌ای که دیگران از ما انتظار دارند، نشان دهیم و خود را در آن تصویری که دیگران می‌خواهند، جا دهیم. قسمت تلخ ماجرا آن است که بسیاری از ما راهی برای جا دادن در این تصویر پیدا می‌کنیم؛ اما هرگز نمی‌توانیم آن را متعلق به خود بدانیم.

اگر ما نتوانیم برای چیزی که واقعا هستیم، احساس درک و عشق دیگران را لمس کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد. یکی از مهم‌ترین دلایلی که مانع از آن می‌شود تا خود واقعی‌مان باشیم، احساس شرم است.

در برخی مقاطع زندگی، دچار شرم می‌شویم و حس می‌کنیم مشکلی در ما، زندگی یا شخصیت‌مان وجود دارد. فرقی نمی‌کند دلیل آن مسخره شدن در مدرسه و محل کار باشد یا برنیاوردن انتظارات والدین یا حتی قضاوت تندی از طرف یکی از دوستان؛ در هر حال شرم خود حقیقی‌تان را پنهان می‌کند و مانند نقابی می‌شود تا شما را به صورت انسانی دیگر نشان دهد.

یکی از راهکار‌های کلیدی برای حفظ شادی در طولانی‌مدت، یادگیری شهامت «خود واقعی» بودن است و حفظ شخصیت حقیقی‌تان در هر شرایطی.

دکتر برن براون که درباره موضوع آسیب‌پذیری تحقیق و مطالعه می‌کند، در یکی از برنامه‌های TED از ببیندگان پرسید: «آسیب‌پذیری را چگونه معنا می‌کنید؟ چه چیزی در شما حس آسیب‌پذیری را موجب می‌شود؟»

در یک ساعت و نیم، او ۱۵۰ جواب دریافت کرد که برخی از آن‌ها را با هم می‌خوانیم:

  • – زمانی که باید از همسرم بخواهم در کارها به من کمک کند؛ چراکه مریض هستم. و البته ما تازه ازدواج کرده‌ایم.
  • – موقع پا پیش گذاشتن برای سکس با همسرم.
  • – هنگام رد کردن پیشنهاد یا درخواست کسی.
  • – هنگام انتظار برای دکتر تا در پاسخ تماسم به من زنگ بزند.

لحظات آسیب‌پذیری مانند این موارد، زمانی اتفاق می‌افتند که ما مستعد احساس شرم هستیم. شهامت یادگیری راهی برای مدیریت شرم در چنین شرایطی، همان چیزی خواهد بود که می‌توانیم به شکلی صحیح از آن رها شویم.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

  • آسیب‌پذیری را تمرین کنید. هر روز مقابل آینه بایستید و به خودتان بگویید «من بی‌نقص و کامل نیستم؛ اما مشکلی نیست».

دکتر براون در این زمینه توصیه جالبی دارد. او می‌گوید زمانی که دچار شرم می‌‌شوید، با خودتان مانند کسی که دوستش دارید، صحبت کنید، از او مانند کسی که به آن اعتماد دارید، کمک بخواهید و ماجرای خود را برایش تعریف کنید.

۴. با برانگیختن کنجکاوی، رشد شخصی خود را تغذیه کنید

بسیاری از بزرگ‌ترین امکانات و یافته‌هایی که امروزه در جهان ما حضور دارد، در نتیجه کنجکاوی افراد به‌وجود آمده‌اند. کنجکاوی همان انگیزه‌ای است که افرادی مانند استیو جایز، توماس ادیسون و هنری فورد بر اساس آن خلاقانه‌ترین ابداعات تاریخ را خلق کردند.

ارضا کردن حس کنجکاوی موجب آزادسازی دوپامین می‌شود. همین موضوع دلیل آن است که ما مشتاق می‌شویم تا هر فیلم خوبی را تا انتهای آن تماشا کنیم. شما می‌خواهید از رویدادهای بعدی فیلم باخبر شوید و وقتی که در نهایت آن را به پایان می‌رسانید، دوپامین ترشح می‌شود و شما به‌عنوان پاداش، احساسی از سرخوشی و لذت را تجربه می‌کنید. این موضوع در تمام جنبه‌های زندگی به همین شکل عمل می‌کند، به‌عنوان مثال موقع چک کردن نوتیفیکشن‌های شبکه‌های مجازی یا ایمیل‌های جدید.

در حالی که چنین کنجکاوی‌هایی لحظاتی کوتاه از شادی را موجب می‌شوند، گونه‌ای دیگر از کنجکاوی‌ها هستند که شادی‌های پایدارتر و طولانی‌مدت‌تری را برای شما به ارمغان می‌آورند. دکتر تاد کادشان این موضوع را با عبارت «کاوشگر کنجکاو» به این شکل توضیح می‌دهد:

«کاوشگران کنجکاو هیچ مشکلی با ریسک و خطر چالش‌های جدید ندارند. به‌جای تلاش سخت برای تفسیر و کنترل دنیاهای‌مان، به عنوان یک کاوشگر کنجکاو، ما از عدم قطعیت استقبال می‌کنیم و زندگی را جست‌و‌جویی برای کشف، یادگیری و رشد می‌بینیم.»

با کنجکاوی می‌توانید در برخی جنبه‌ها بهتر شوید، آگاه‌تر و مطلع‌تر باشید، دنیا را با دیدگاه‌هایی جدید ببینید و سرانجام زندگی را لذت‌بخش‌تر از قبل تجربه کنید.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

اگر می‌خواهید به کاوشگر کنجکاو تبدیل شوید، خلاصه‌ای از پیشنهادهای دکتر کادشان را در زیر بخوانید:

  • – سعی کنید به جزئیات کوچک زندگی روزمره خود که پیش‌تر به‌ آن‌ها توجهی نداشته‌اید، دقت کنید.
  • – هنگام صحبت با دیگران بدون قضاوت یا واکنش، خود را برای هر رخدادی آماده کنید.
  • – بگذارید هر اتفاق جدیدی پیش بیاید و در برابر وسوسه کنترل جریان امور پایداری کنید.
  • – بگذارید توجه شما باملاحظه و به‌آرامی با دیدنی‌های کوچک، بوها و صداهایی که در مسیر شما پدیدار می‌شوند، همراه شود.

۵. با یاری رساندن به دیگران، به خودتان کمک کنید

شادترین انسان‌ها آن‌هایی هستند که روی دیگران تاثیری مثبت به‌جا می‌گذارند. دنیس ویتلی می‌گوید: «هیچ زن یا مردی جزیره‌ای تک‌افتاده نیستند و وجود داشتن تنها برای خود، کاری بی‌معنا و بیهوده است. تنها زمانی می‌توانید بیشترین رضایت را احساس کنید که خود را وابسته به هدفی بزرگ‌تر از خودتان در زندگی بدانید.»

هر فرد در دارایی‌های خود، چیزی برای بخشیدن به جهان دارد و سخت‌ترین قسمت ماجرا پیدا کردن آن است. و ما هرگز به آن پی نمی‌بریم؛ مگر آنکه واقعا کاری در این باره انجام دهیم.

برخی از یافته‌های عملی نیز تایید می‌کنند که بخشیدن، قوی‌ترین راه برای دستیابی به شادی پایدار و طولانی‌مدت است. اگر بخشش به شکلی صحیح انجام شود، نه‌ تنها احساس خوبی به‌ شما منتقل می‌کند؛ بلکه روحیه شما را نیز بسیار بیشتر از آنچه نیاز دارید، ارتقا می‌دهد. کریستوفر مک‌کندلس در کتاب «به سوی طبیعت وحشی» نوشته است: «شادی تنها زمانی واقعیت می‌یابد که آن را با دیگران سهیم شویم».

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

با برنامه‌ریزی شروع به بخشش و اهدای چیزی از دارایی خود به کسی بکنید.

۶. از منطقه امن خود خارج شوید تا ذهن شما مجدد تنظیم شود

شاید یکی از دلایل اندوه شما، گرفتار شدن در روزمرگی و برنامه‌های یکنواخت روزانه باشد. در این حالت شما دچار ملال می‌شوید؛ اما از طرف دیگر تا حدی از تجربه‌ چیزهای جدید در زندگی می‌ترسید. یا در مواردی وخیم‌تر، ممکن است شما از شغل خود بیزار باشید؛ اما به دلیل ترس از مشکلات مالی و نداشتن شغلی بهتر، نتوانید از آن دست بکشید.

ماجرای شما هرچه باشد، خود را از منطقه امن خود تا آنجا که می‌توانید خارج کنید. هر اندازه بیشتر از منطقه امن خارج شوید، زندگی رضایت‌بخش‌تری در انتظار شما خواهد بود.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

– موقعیت تجربه‌های جدید را به‌گونه‌ای در زندگی خود ایجاد کنید که امکان کنار کشیدن از آن‌ها را نداشته باشید. به هدف بزرگی فکر کنید که همیشه آرزوی دست‌یابی به آن را داشته‌اید، سپس وضعیتی را ایجاد کنید که برای رسیدن به این هدف ناچار شما را از منطقه امن‌تان بیرون بکشد و در نهایت، مسیر برآوردن آرزویتان را دنبال کنید.

– بیشتر به سفر بروید. متخصصان عصب‌شناسی نشان داده‌اند که تجربیات جدید مسیرهای عصبی جدیدی را در مغز درست می‌کنند و این موضوع در نهایت به افزایش سلامت روانی فرد منتهی می‌شود. سفر همیشه با لذت همراه است و فرقی نمی‌کند مسافرتی به کشور خارجی باشد، شهری در نزدیکی یا حتی کشف یک رستوران جدید. کاوش و تجربه‌های جدید همگی موجب خلق مسیرهای عصبی تازه در مغز و در نهایت ارتقای سلامت روانی می‌شوند.

۷. به جای صرف پول و زمان برای مادیات، روی تجربیات سرمایه‌گذاری کنید

به خاطر دارید که چندین بار برای خرید بازی جدید یا وسیله تازه هیجان زیادی داشته‌اید؛ اما پس از مدتی نه چندان کوتاه از آن دلزده و خسته شده‌اید؟ این مسئله نشان می‌دهد که چیزهای مادی در بهترین حالت، برای مدتی کوتاه و به‌صورت موقت موجب شادی می‌شوند. اما تجربه‌های شادی‌آور بر خلاف مادیات، برای همیشه به‌عنوان یک خاطره خوش باقی می‌مانند.

هرچند داشتن دارایی‌های مادی می‌تواند خوب و مفید باشد؛ اما آن‌ها هرگز نمی‌توانند مانند تجربیات بزرگ زندگی‌تان، بخشی از شما را تشکیل دهند. به همین دلیل نیز بهتر است به‌جای صرف پول و زمان برای کسب مادیات، روی تجربیات سرمایه‌گذاری کنید.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

به‌جای خرید کالاهای مادی که مدت‌ها آرزوی آن را داشته‌اید، راه‌های زیر را امتحان کنید:

  • – در کلاسی ثبت نام کنید که همیشه می‌خواستید در آن باشید.
  • – برای سفری رزرو کنید که همیشه می‌خواستید به آن بروید.

۸. به‌طور منظم مدیتیشن کنید

خودشکوفایی فواید زیادی دارد و این توانایی با مراقبت‌های آگاهانه روزانه به دست می‌آید. سپری کردن دقایقی رها از افکار آشفته و احساسات، می‌تواند همان چیزی باشد که برای شادی بیشتر به آن نیاز دارید. مدیتیشن میزان ماده خاکستری را در هیپوکامپ مغز افزایش می‌دهد و این قسمت از مغز نقش مهمی در یادگیری، احساسات و حافظه دارد. همچنین مدیتیشن میزان ماده خاکستری را در بخش آمیگدال مغز کاهش می‌دهد که این بخش نیز با اضطراب و استرس در ارتباط است.

و این‌ها تنها تعداد کمی از فوایدی است که با مدیتیشن می‌توان از آن‌ها بهره برد.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

یکی از برنامه‌های معتبر مدیتیشن را نصب کنید. برای مراقبه تنها به ۱۰ دقیقه زمان و یک صندلی راحت نیاز دارید. اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید در برنامه خود ۱۰ دقیقه را به مراقبه اختصاص دهید، پس بهتر است حقیقت را زبان تونی رابینز بشنوید: «اگر شما ۱۰ دقیقه وقت ندارید، پس اصلا زندگی را در مالکیت خود ندارید.»

۹. رویکرد خود را به شکرگذاری تغییر بدهید

درباره شکرگذاری معمولا بسیار شنیده‌اید؛ اما با وجود تکرار، این موضوع از واقعیتی حقیقی نشات می‌گیرد.

«مجله شادی» پژوهشی را منتشر کرده است که طی آن ۲۱۹ زن و مرد شرکت‌کننده در بازه زمانی سه هفته، سه نامه شکرگذاری نوشته بودند. نتایج این پژوهش نشان داده‌اند که نوشتن نامه‌های شکرگذاری میزان شادی و رضایت از زندگی را در شرکت‌کننده‌ افزایش داده است و نشانه‌های افسردگی را کاهش.

مغز شما توانایی تمرکز همزمان را روی نکات منفی و مثبت ندارد. به همین دلیل نیز، نوشتن نامه‌های شکرگذاری به مغز شما کمک می‌کند که به‌جای تمرکز روی غم و افسوس برای ناداشته‌های زندگی، روی شادی برای دارایی‌هایتان توجه کنید.

هنگام فعالیت شکرگذاری، ترشح دوپامین و سروتونین افزایش می‌یابد. این ترشح موجب فعال‌سازی مرکز شادی در مغز می‌شود و مانند قرص‌های ضد افسردگی عمل می‌کند. پس از شکرگذاری به‌عنوان یک قرص ضد افسردگی طبیعی می‌توانید بهره ببرید.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

  • – عادتی جدیدی را در خود شکل دهید و طی آن روزانه سه موردی را که برای آن شکرگذار هستید، یادداشت کنید.
  • – به‌طور مرتب برای کسانی که شما آن‌ها را می‌ستایید یا کسانی که به‌تازگی در حق شما خوبی کردند، کارت‌های تشکر بنویسید.
  • – در مکالمات روزانه خود به‌جای تاکید روی موضوعات منفی، از چیزهایی که قدردان و شکرگذار آن هستید، بگویید.

۱۰. عادت‌های بهتری را در زندگی خود شکل دهید

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌ها میان افراد شاد و ناشاد از عادت‌هایی که به آن خو گرفته‌اند، نشات می‌گیرد. تنها کمتر از ۴۰‌ درصد از فعالیت‌های روزانه صرف گرفتن تصمیمات فعالانه و آگاهانه می‌شود و بیشتر رفتار‌های روزانه ما نتیجه عادت‌های‌مان است.

خلاص شدن از عادت‌های قدیمی تنها به آن دلیل سخت است که به‌طور مرتب تکرار شده‌اند. طبیعت انسان زیر سلطه عادت است. چارلز دوهینگ در کتاب خود با نام «قدرت عادت»، ساختار اولیه شکل‌گیری عادت را شامل مراحل انگیزه، تکرار و جایزه می‌داند. به‌عنوان مثال استرس می‌تواند انگیزه‌ای باشد تا شما را دچار تکرر در کشیدن سیگار کند و جایزه آن موجی از نیکوتین است که در مغز شما آزاد می‌شود. به‌جای سیگار، عادت‌هایی مانند مراقبه و پیاده‌روی نیز می‌توانند به هدفی مشابه ختم شوند؛ اما مضرات آن را ندارند.

اگر عادت‌های‌تان سلامتی یا شادی بیشتری را در شما موجب نمی‌شوند، پس شما نیمی از روز خود را صرف پرداختن به کارهایی می‌کنید که برای شادی یا سلامتی‌تان مضر هستند.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

تغییر دادن عادت‌‌ها بسیار سخت‌تر از گفتن آن است و به همین دلیل نیز تغییر و تعدیل محیط تا آنجا که امکان آن هست، شانس موفقیت را افزایش می‌دهد. پس از تغییر محیط، سعی کنید روتین‌ جدیدی را خلق و در آن عادت‌های خوب را جایگزین عادت‌های بد کنید.

بیشتر بخوانید:  ذهن آگاهی: راهی آسان برای از بین بردن عادت بد

۱۱. چگونگی پیش‌بینی دقیق شادی را یاد بگیرید

بسیاری از چیزها هستند که شادی و لذتی را که پیش از دستیابی به آن‌ها فکر می‌کردید، به‌ همراه ندارند.

شاید شما همیشه دوست داشتید که ماشینی گران‌‌قیمت داشته باشید؛ اما حالا که آن را دارید، پیوسته نگران خراشی جدید روی بدنه آن هستید و هزینه‌های زیادی که برای آن می‌کنید، شما را اذیت می‌کنند.

شاید شما همیشه دوست داشتید که ازدواج کنید؛ اما حالا که متاهل هستید، متوجه شده‌اید هیچ دیدگاهی از حجم مسئولیت‌هایی که در قبال حفظ و تحکیم رابطه عاشقانه باید پذیرفت، نداشته‌اید.

پرفسور دانشگاه هاروارد، دان گیلبرت نشان داده است که یکی از دلایل احساس ناشادی، نتیجه پیش‌بینی اشتباه ما درباره نوع چیزهایی است که ما را خوشحال می‌کنند. او در این باره می‌گوید: «اگر بخواهم از وضع آینده‌ای که برای خود در نظر گرفته‌ام، اطلاع دقیق‌تری داشته باشم، افرادی را پیدا می‌کنم که امروز در حال زندگی در وضعیت آینده من هستند. اگر می‌خواهم بدانم که وکیل شدن، ازدواج با مدیری موفق و شلوغ یا حتی صرف غذا در رستورانی مشخص چگونه خواهد بود، بهترین کار آن است تا کسانی را بیابم که چنین مواردی را تجربه‌ کرده‌اند و سپس میزان شادی آن‌ها را ارزیابی کنم».

به‌سادگی با صرف زمان و انرژی برای کسب اطلاعات درباره وضعیتی که خواهان آن هستید، می‌توانید شانس موفقیت خود را در به دست آوردن وضعیت‌های شادتر افزایش دهید.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

به کسانی نزدیک شوید که به سبک مورد خواست شما، زندگی می‌کنند یا چیزی را که می‌خواهید داشته باشید، دارند. با آن‌ها ملاقات کنید و از آن‌ها درباره‌ تجربیات خوب و بدشان بپرسید. سپس بررسی کنید که آیا در میان تجربیات آن‌‌ها چیزهایی که شما را شاد می‌کنند، وجود دارند؟ و در نهایت با مقایسه دقیق تصمیم بگیرید.

برای بررسی و مقایسه وسیله الکترونیکی جدید یا شغلی ایده‌‌ال شاید بتوانید به یکی از دوستان خود مراجعه کنید، و در این صورت قطعا کار آسان‌ خواهد بود. اما برای بررسی سبک زندگی ممکن است محتاج ملاقات با افراد مشهورتر یا شخصیت‌های بزرگ باشید، و در این حالت کار سخت‌تر خواهد شد. در چنین مواردی می‌توانید از اطلاعاتی که درباره آن‌ها وجود دارد، استفاده‌ کنید؛ مانند وبلاگ‌های شخصی آن‌ها، پست‌های‌شان در شبکه‌های مجازی یا مصاحبه‌ها. با بهره‌گیری از این اطلاعات می‌توانید آن‌ها را بهتر بشناسید و در نتیجه سبک زندگی آن‌ها را با معیارهای شادی خود بررسی کنید.

۱۲. با رفتاری مهربانانه در قبال خود، عزت نفس‌تان افزایش دهید

تصور کنید در کافه‌ای نشسته‌اید و به‌طور اتفاقی مکالمه‌ای را می‌شنوید:

  • «و تو داری باز هم چاق‌تر می‌شوی. واقعا وحشتناک است»
  • «حالت بهم نمی‌خورد؟»
  • «ران‌های چاق تو مثل اسب شده است»

خوشبختانه این مکالمات بخشی از نمایشی است که در صحنه مرکز مراقبت شخصی به نام داو اجرا می‌شد. اما متاسفانه این مکالمه‌ واقعیت داشته و در دنیای واقعی میان تعدادی از افراد با خودشان اتفاق افتاده است.

خطوط این نمایش‌نامه را از مکالمات درون‌فردی زنانی گرفته‌اند که افکار روزانه‌شان را درباره خود ثبت کرده‌ بودند. هدف از اجرای این نمایش آن بوده است که اگر ما با دیگران چنین مکالمه و رفتاری نداریم، پس چرا با خودمان چنین سنگدلانه صحبت می‌کنیم؟

افرادی که رفتاری شفقت‌آمیز با خود دارند، از روابط اجتماعی بهتر، هوش هیجانی بالاتر و شادی و رضایت بیشتری برخوردار هستند. پس دفعه بعدی که شروع به ایرادگیری بیجا از خود کردید و احساس کمبود اعتماد به نفس داشتید، به دفاع از خودتان بپردازید.

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

برخی از راهکارهای تمرین رفتار شفقت‌آمیز با خود را می‌توانید در زیر ببینید:

  • – با خودتان به‌گونه‌ای رفتار کنید که گویی بچه خود هستید.
  • – با انجام یوگا، مراقبه و…، آگاهی بدون‌ قضاوت را تمرین کنید تا صدای منتقد درونی‌تان خاموش شود.
  • – به‌خاطر بیاورید که شما تنها نیستید.
  • – اجازه ناقص بودن را به خود بدهید.
  • – اگر برای داشتن رفتار شقفت‌آمیز و مهربانانه با خودتان دچار مشکل هستید، با درمانگر صحبت کنید.

۱۳. زمان‌هایی را برای غمگین بودن در نظر بگیرید

اغلب مردم سعی می‌کنند از احساسات منفی دوری کنند؛ چراکه از تجربه درد و اندوه وحشت دارند یا از آسیب‌پذیری که در نتیجه احساسات منفی در فرد ایجاد می‌شود. اما اگر به اشک‌هایتان اجازه ندهید که سرازیر شوند، از احساسات منفی خلاصی نخواهید داشت و آن‌ها درون شما ماندگار خواهند شد.

این موضوع زمانی وخامت بیشتری پیدا می‌کند که شما سعی کنید خود را در مقابل اندوه با رفتارهایی منفی کرخت کنید، با کارهایی مانند مصرف بیش از حد قرص، نوشیدن زیاد الکل یا پرت کردن حواس با ساعات طولانی کار. با کرخت کردن خود در مقابل اندوه، در واقع خودتان را در برابر شادی نیز کرخت می‌کنید.

تجربه کامل احساسات، صرف نظر از مثبت یا منفی بودن‌شان ، برای سلامت روان اهمیت زیادی دارد.

از زبان شخصیت استاد موری در بخشی از کتاب «سه‌شنبه‌ها با موری» آمده است: «با پرتاب خود به درون احساسات، با شیرجه زدن و به‌تمامی فرو رفتن در آن‌ها است که می‌توانی کاملا تجربه‌شان کنی. پس از آن تو می‌دانی درد چیست. تو می‌دانی عشق چیست. تو می‌دانی اندوه چیست. و تنها در چنین موقعی می‌توانی بگویی که خب، من تمام آن احساسات را تجربه کرده‌ام، آن‌ها را می‌شناسم و حالا نیاز دارم تا از آن‌ها جدا شوم».

چه کارهایی را می‌توانید اکنون انجام دهید

عادت شناسایی احساسات را در خود شکل دهید. به‌عنوان مثال وقتی شروع به احساس غم کردید، به خود بگویید: « این غم است». نام‌گذاری روی احساسات‌تان به‌ شما کمک می‌کند تا آن‌ها را تنها احساساتی در حال گذر و تغییر ببینید، نه واقعیت‌هایی که شما را تعریف می‌کنند. با این کار می‌توانید سوار بر امواج احساسات شوید و بدون آنکه اجازه دهید بر شما و رفتارتان کنترل داشته باشند، با آن‌ها همراه باشید.

دفعه بعد که اندوه سراغ شما آمد، آن را بپذیرید و نگذارید ترس، برای اجتناب از آن بهانه بیاورد. اجازه بدهید آزار اندوه از شما عبور کند تا قادر شوید دوباره به لذت از زندگی بازگردید. به یاد داشته باشیم که ما هزاران فرصت برای زندگی داریم.

 مهم‌ترین بخش در پذیرش احساس اندوه آن است که مطمئن شوید از مرز بسط دادن غم و قربانی کردن خود عبور نمی‌کنید. بگذارید احساسات بیایند و زمانی که وقت رفتن آن‌ها رسید، اجازه دهید بروند.

نشانه‌هایی که با آن‌ها می‌توان شادی را یافت

برخلاف قصه‌های پریان، شادی از آن دسته چیزهایی نیست که از نقطه‌ای به بعد باقی بماند. بلکه شادی مانند جواهراتی ارزشمند و پراکنده‌‌‌ای است که زیر زمین پهناوری به‌ نام زندگی مدفون شده‌اند. برای یافتن شادی در هر مقطع از زندگی، باید زمین را در مسیری که می‌پیمایید اندکی حفر کنید و هر قطعه جواهر را بیابید.

اگر از مقطعی که در آن هستید، احساس شادی و رضایت ندارید، مجبور به ماندن در آن نیستید. به‌عبارت بهتر، شما می‌توانید زندگی جدیدی را برای تجربه احساس شادی آغاز کنید.

بیشتر بخوانید:  آهنگ برای یوگا و مدیتیشن: آوای ساز هنگ درام در طبیعت


منبع: Life Hack

این مطلب رو با دوستان خودتون به اشتراک بذارید

نویسنده و مترجم

صنم وفقی

صنم وفقی

مترجم و دوستدار ادبیات

نظر خودتون رو بنویسید